نظام در حال سقوط؛ درخواست برکناری رهبر


ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی مقیم ایران درمقاله‌ای در سایت کلمه بار دیگر رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را مسئول اصلی بن‌بست کنونی در کشور دانسته و از همه فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی خواسته تا برکناری خامنه‌ای را به خواست عمومی تبدیل کنند.

وی نوشته است: همان‌گونه که در اندونزی خواست برکناری دیکتاتور سابق آن کشور –سوهارتو- تبدیل به خواستی عمومی شد و همان‌گونه که خواست برکناری بن علی در تونس تبدیل به فریاد همگانی گردید.

این فعال سیاسی در مورد روحانی نیز می گوید: او نیز مانند رؤسای جمهور سابق نهایتا به مجری اوامر مستبد تبدیل شده است و همنوا با خامنه‌ای و سردمداران سپاه رجز می‌خواند.

گزارش رادیو فرانسه: قدیانی استبداد حاکم بر ایران زیر چتر ولایت فقه را اصلاح ناپذیر دانسته و راه برون رفت از وضعیت اسف بار کنونی را اجرای اراده اصلاح و تحول در نظامی سیاسی کشور دانسته است. او می گوید “این اراده می‌تواند نظام اصلاح‌ناپذیر ولایت فقیه را وادار به پذیرش خواست عمومی از طریق برگزاری رفراندم تغییر قانون اساسی و تغییر نظام سیاسی کند.”

ابوالفضل قدیانی می گوید: “در هیچ کشوری استبداد در غیاب مقاومت مدنی و ملی تن به اصلاح نداده است.ایران نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. طلب اصلاح بدون اراده مقاومت تنها مستبد را تحریض و تشویق به دست‌درازی بیشتر به منابع عمومی، سلطه شدیدتر بر ارکان قدرت و تحدید آزادی‌های مشروع و قانونی می‌کند تا به گمان خود پایه‌های قدرتش را تحکیم بخشد. وقت آن رسیده که طلب اصلاح و تحول تبدیل به اراده اصلاح و تحول شود.” او می گوید همانگونه که مقاومت و در خواست عمومی در دو کشور اندونزی و تونس منجر به شکست استبداد شد و بدون دچار شدن به فروپاشی و ازهم‌گسیختگی نهادهای بروکراتیک دیکتاتورهای چون “ساهارنو” و “بن علی” برکنار شدند، “با چنین اراده‌ای امکان تشکیل نظام جمهوری دمکراتیک بدون پیشوند و پسوند دور از دسترس نخواهد بود. به گمان من این شیوه مسالمت‌آمیزترین و کم‌هزینه‌ترین راه برون‌رفت از بن‌بست فعلی کشور است.”

این فعال سیاسی می گوید: نظام جمهوری اسلامی با سیطره ولایت فقیه در تمام شئونش امکان اصلاح با سازو کار درونی‌ را ندارد. ارکان انتخابی چنان با زهر نظارت استصوابی لَخت و کرخت و بی‌جان‌ شده‌اند که به هیچ روی ایشان را یارای ایستادن در برابر هوس‌های مستبد نیست. بعد از گذشت بیست و یک سال از شروع دولت اصلاحات و قوام‌گیری جریان اصلاح‌طلب به شکل امروزی‌اش، مستبد قدم به قدم پیش رفته و امیالش را بیشتر به کرسی نشانده است. اگر در شروع دولت اصلاحات کمتر از بیست درصد اقتصاد تحت تیول مستقیم نهادهای نظامی، بنیادها، سازمان‌ها، و ستادهای زیر نظر مستقیم مستبد امروز ایران بود، بعد از گذشت بیست و یک سال این میزان به حدود شصت درصد اقتصاد ایران رسیده است. این امر به این معنی است که سیاست‌های خصوصی‌سازی که در اصل برای تقویت اقتصاد مولد طراحی شده بود در ساختار نظام ولایت فقیه به ضد خود بدل می‌شود. اقتصاد از کنترل دولت –که لااقل تحت نظارت‌ و محدودیت‌های قانونی حداقلی است- بیرون می‌آید و به بخشی از حاکمیت که هیچگونه پاسخگویی به نهادهای نظارتی عمومی ندارد سپرده می‌شود.

قدیانی در باره توافق اتمی و برجام می گوید: “دیگر پنهان نیست که این مذاکرات به دستور شخص آقای خامنه‌ای در زمستان سال ۱۳۹۱ آغاز شد و بعد از روی کار آمدن دولت روحانی…ادامه مذاکرات هسته‌ای با هدایت شخص رهبر صورت گرفته است. البته آقای خامنه‌ای هیچگاه مسئولیت این مذاکرات را بر عهده نگرفته است و حتی اخیرا گفته که اشتباه کرده است که “اجازه” مذاکره با آمریکا را داده است. وی تغافل می‌کند که”مبدع”مذاکره با آمریکا در سال‌های اخیر شخص خودش بوده است. او با کمک دستگاه پروپاگاندای دست‌نشانده‌اش به منظور تجهیل و تخدیر توده اندک ناآگاه حامی خود بیهوده کوشیده است که از بار مسئولیت این مذاکرات شانه خالی کند و نقش یک رهبر تسلیم‌ناپذیر را بازی کند. همین عدم شهامت و تزویر در به عهده گرفتن مسئولیت برجام، البته یکی از عوامل شکست توافق هسته‌ای بوده است. ترس از اینکه تتمه حامیان هم دریابند که پادشاه عریان است، آقای خامنه‌ای و سپاه را بیش از پیش به سمت پیش بردن سیاست منطقه‌ای بی‌پروایانه‌ای سوق داد که حداقل تبعاتش دادن بهانه به افراطیون آمریکا برای سست کردن پایه‌های توافق هسته‌ای بود. اگر گوش شنوایی برای شنیدن سخنان عقلا بود و اگر “برجام دومی” در تنش‌زدایی با کشورهای منطقه آغاز می‌گشت علی‌القاعده دست دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی افراطی‌اش بسیار بسته‌تر از امروز می‌بود.

فارغ از سیاست منطقه‌ای بی‌پروایانه –که البته در خدمت منافع ایدئولوژیک شخص آقای خامنه‌ای و دستگاه استبدادی اوست و صد البته نه در خدمت منافع ملی- به گل نشستن کشتی برجام علل و عوامل داخلی دیگری هم دارد. تسهیل تجارت و آسان شدن مبادلات صنعتی و علمی و فرهنگی و انسانی –که کم‌هزینه‌ترین راه توسعه است- برای پایه‌های سست دستگاه استبداد دینی چون موریانه است. قرائن نشان می‌دهد که آقای خامنه‌ای می‌داند که مردم دست به گریبان با مضایق و مصائب معیشتی، کمتر فرصت می‌یابند تا دمکراسی و عدالت و آزادی و تضمین حقوق اساسی و بشری‌شان را طلب کنند. آنچه آقای خامنه‌ای از برجام می‌خواست -و همچنان از برجام بدون آمریکا نیز می‌خواهد- همانا فروش نفت است و توزیع رانت حاصل از آن در میان وابستگان درگاه و عمله استبداد. چه در دوران برجام و چه پس از خروج آمریکا از برجام اصلی‌ترین خواسته‌ آقای خامنه‌ای از اروپا حفظ صادرات و فروش نفت به اروپا بوده است و نه ورود سرمایه و علم و فن اروپایی. به نظر می‌رسد این نکته یکی از دلایل اصلی کارشکنی سپاه و نهادهای امنیتی وابسته به مستبد در ورود سرمایه خارجی در دوره برجام نیز بوده است.

به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید

سال ۸۸ نیست که مردم بروند ده سال بعد بیایند…..نیروهای بریده از شما بیشتر و به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید! …آقایان محض نجات خودتان هم که شده ریل عوض کنید!…
****

بوهائی که بە مشام خودیھا ھم رسیدە! / فرشته حسینی نماینده مجلس ولایت، فرزند صفدر حسینی از نجومی بگیران دوران روحانی که نوبخت او و امثال او را سرمایه های انقلاب برشمرده بود، با بيانی ساده مشكل اصلى كشور را به حاكمان گفته است:

راه رفته درست نیست بر ادامه آن اصرار نکنید. شما بخواهید هم نمیتوانید به سرعت شرایط اقتصادی را تغییر دهید. تمام دنیا بر علیه شما است. یک همسایه بی طمع نمانده که دوست شما باشد.

فشار جهانی روز به روز بیشتر خواه شد. وضعیت اقتصادی بدتر، لشکر بیکاران انبوه تر، نیروهای بریده از شما بیشتر و به سرنوشت قذافی ها نزدیک تر می شوید! چرا بنام اينكه ميخواهيد آزاد و مستقل باشيد چنان رفتار و سياستى اعمال كرده ايد كه اين همه دشمن در دنيا داشته باشيد كه هم مردم كشور تان شما را قبول نداشته باشند و هم مردمان سايركشورها.

اين چه استقلال و آزادى و رفاه است كه به اميد رسيدن به آن سال ها كشور و ملت را گرفتار سياست خود كرده و همه دنيا را با ما دشمن كرده ايد ولى بعد چهل سال هنوز نه تنها هيچ آرامش و آسايشى براى ملت نداشته بلكه روز بروز بدتر و فقر و اختلاف طبقاتى واختلاس بيشتر شده است و ميشود.

مگر كشورهايى كه داراى استقلال و آزادى و رفاه اجتماعى هستند بمانند آلمان و ژاپن و كره و امثال آن، آنرا با دشمن تراشى و مرگ بر اين و آن بدست اورده اند.

اين رفتار و سياست كلان نظام است كه موجب شده است كه اين همه دشمن داشته و هر ناكار آمدى خود را با آن توجيه كنيد. تیغ و درفش و دشنه و گلوله و سانسور و زندان كه شما در مقابله و كنترل ملت از آن استفاده ميكنيد اگر کار میکرد خیلی ها در بهار عربی خزانشان نمی رسید که در کشتن و به زندان افکندن از شما ناتوان تر نبودند! با ملت خود و دنيا تعامل و گفتگو کنید.

وعده های اغفال كننده و آمار دروغ ندهید سياست جهانى خود را تغيير دهيد ، ملت ایران بزرگ و بالغ است، صدا و سیما چشم در چشم مردم نشود مثل وزیر تبلیغات صدام که تا ثانیه آخر رجز پیروزی میخواند!

آدم های مفت خوار و ریا کار را حذف کنید، همین آدم ها اوضاع اقتصاد و سیاست را به اینجا کشانده اند. همین ها که نظرشان به نظر شما نزدیک تر است و بعد میشوند مثل استخوان در گلوی ملت و حاکمیت.

آقایان برای راه خود چهل سال فرصت داشته اید، اگر نشده دیگر نمی شود! فکر میکنید طی یک سال آینده ، ده سال آینده ، چهل سال آینده می شود؟ فکر میکند چهل سال دیگر می شود مردم را به زور به خانه فرستاد؟اینترنت را قطع کرد؟ شعار داد و شعور را به حاشیه راند؟ اگر می شود بسم الله و اگر نمیشود که هر عقل سلیمی با بررسی شرایط میدانی منطقه ای و جهانی میگوید نمی شود، پس فکر دیگری کنید پیش از آن که کار از کار گذشته باشد.

شاه روزی گفت صدای رعد انقلاب ملت را شنیده است که برق آن پیشتر خرمن حاکمیت را سوزانده بود. بیشتر کمر به ویرانی این کشور نبندید دلخوش به جنگجویان حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق و حامیان روسی و چینی نباشید.

اینجا ایران است، سوریه نیست. اینجا سرزمین کاوه و آرش و بابک و یعقوب لیث صفاری و ابومسلم است. اینجا غرور ملی بیداد میکند و وقتی ملت رگ غیرت اش بجنبد دماوند را جا به جا میکند!

جنگل ها را بیابان، رودخانه ها را خشک و دریاچه ها را کویر کردید! دایره ی خودی و غیر خودی را چنان تنگ کردید که کسی کنارتان نمانده. رفیقان ریا کارتان پینه ی مهر به پیشانی هر روز به چند هزار میلیارد بیشتر رکورد های اختلاس را به سطوح بالاتری می بردند.کارخانه ها ورشکسته کفگیر ها همه به ته دیگ خورده و دیدید ترامپ برجامتان را که به نرمش و کرشمه قهرمانانه بدست آمده بود بی اعتبار کرد!!!

آقایان محض نجات خودتان هم که شده ریل عوض کنید! این راه بن بست است .این به خیابان آمدن ها واکسن نیست، ایمن نمیشوید. اوضاع خراب است. سال ۸۸ نیست که مردم بروند ده سال بعد بیایند. میلیون میلیون جوان تحصیلکرده بیکار را در پستوی خانه ها محبوس نمی توان کرد..!

نسل اینترنت و ماهواره را نمیتوان با زناکار خواندن نارنگی و ولایی بودن بادمجان توجیه کرد! چهل سال فرصت سوزاندید. دکل دزدیدید، موی زنان را مشکل لاینحل کردید، رابطه با دنیا را معضل ناموسی کردید که خودتان هم نتوانید حل کنید، ریا کاری را رواج داده و بر راد مردی خراج سنگین نهادید، دست به دامن جن گیر و رمال و ساحر تا اینجا تاختید،

اما دیگر بس است..!
کارد به استخوان رسیده است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *