۱پیک یزدان –۶۴–آثار حضرت بهاءالله- خطابات نازله در عکّا به رؤسا و پادشاهان جهان

۱موضوع: آثار حضرت بهاءالله- خطابات نازله در عکّا به رؤسا و پادشاهان جهان

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، در برنامۀ امروز آقای دکتر نصرت الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در ادامۀ شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی، به بیان محتوای الواح حضرت بهاءالله خطاب به پادشاهان و رؤسای جهان که در عکّا نازل گردیده است می‌پردازند. مبحث تاریخ و تعالیم دیانت بهائی بخشی از بحث کلّی آقای دکتر محمّدحسینی در خصوص تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است.

دکتر محّمد حسینی: سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پر مهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، یکی از سنن مظاهر الهیّه، رسولان الهی، همواره این بوده است که امر خویش را ازجمله به سلطان یا سلاطین و حکّام زمان ابلاغ نمایند. حضرت باب نیز در چند لوح به محّمد شاه قاجار پادشاه و حاج میرزا آقاسی صدراعظم ایران و اصولاً در کتاب قیوّم‌الاسماء به آن دو و نیز دیگر پادشاهان و رؤسای جهان خطابات فرموده‌اند و آنان را به امر جدید دعو ت کرده‌اند.
حضرت باب در الواح اختصاصی به سلطان عبدالّمجید عثمانی و والی مسقط و شریف مکّه نیز خطاباتی فرموده‌اند. همچنین به هر یک از علماء مشهور و برجستۀ مذهبی ایران و عراق لوح مخصوصی خطاب فرموده‌اند.
حضرت بهاءالله در ایّام تبعید در ادرنه و عکّا به پادشاهان، رؤساء جمهور و پیشوایان مذهبی جهان در خطابات خصوصی و عمومی امر عظیم حضرتشان را ابلاغ فرموده‌اند. مفاد خطاب آن حضرت به سلطان عبدالّعزیز عثمانی قبلاً در طیّ یکی از گفتارها نقل گردیده‌ است. این بیانات البتّه در شهر استانبول به سلطان مذکور خطاب گردیده است که مشابه آن در سورۀ ملوک آمده است. شنوندگان عزیز حتماً به خاطر دارند که محتوای سوره‌الملوک نازل از قلم حضرت بهاءالله در ادرنه و خطاب به پادشاهان و رؤسای جهان نیز در گفتارهای پیش مورد مطالعه قرار گرفته است و محتوای لوح سلطان ایران، ناصرالدیّن شاه نیز قبلاً کاویده شده است. همچنین لوح اوّل و دوّم رئیس خطاب به عالی پاشا صدر اعظم عثمانی در گفتارهای گذشته معرّفی گردیده است.
حضرت بهاءالله در کتاب اقدس که در سال۱۲۹۰هجری قمری (۱۸۷۳ میلادی) در عکّا نازل گردیده است به فرنسیس جوزف امپراتور اتریش، ویلیام (یا ویلهلم) اوّل پادشاه آلمان، پادشاهان و رؤسای جمهور قارّۀ آمریکا، حکومت عثمانیان و شهر استانبول خطابات مهیمنه‌ای فرموده‌اند. همچنین آن حضرت پیش از نزول کتاب اقدس در عکّا به ویکتوریا ملکۀ انگلستان، الکساندر دوّم تزار روسیه، ناپلئون سوّم امپراتور فرانسه، و پاپ پایس نهم پیشوای مسیحیان کاتولیک جهان طیّ الواح اختصاصی خطابات فرموده‌اند. این خطابات و خطابات کتاب اقدس و ابلاغات خصوصی و صلای عام در سوره‌الملکوک اتمام حجّت مظهر الهی با نفوسی بود که زمام مردم جهان در دست آنان بود. این خطابات در تاریک‌ترین روزهای محبوسیّت حضرت بهاءالله در عکّا به اوج خود رسید. در این خطابات به جمیع زمامداران جهان مقام مظهریّت یا رسالت حضرتشان را به افصح بیان ابراز و اظهار می‌فرمایند. بدانان می‌فرمایند که حضرتشان ابداً در اندیشۀ تصرّف ممالک زیر حکومت آنان نبوده و نیستند و هدفشان صرفاً فتح قلوب مردمان به منظور هدایت آنان و محو هرگونه خشونت نهان و عیان است. به همۀ آنان می‌فرمایند که با عدالت حکومت رانند. در کتاب اقدس خطاب به فرنسیس جوزفFrancis Joseph (فرانسوا ژوزف) امپراتور اتریش- هانگری (سالهای زندگی ۱۸۳۰ تا ۱۹۱۶ میلادی) که از خاندان هاپسبورگ (Hapsburg) و بسیار مستبد بود و برای زیارت اماکن مقدّسۀ مسیحی به شهر بیت‌المقدّس (اورشلیم) رفته بود و ابداً به محبوسّیت و مظلومّیت حضرت بهاءالله و عائله و اصحابشان که درچند قدمی اورشلیم در عکّا بسر می‌بردند توجّه نکرده بود خطاباتی می‌فرمایند که مفاد ش این است: «ای پادشاه اتریش هنگامی که قصد زیارت اماکن مقدّسه در شهر اورشلیم نمودی مظهر الهی (یعنی خود حضرت بهاءالله ) در زندان عکّا بود. از کنار عکّا گذشتی و ابداً در باب او تحقیق ننمودی. مظهر الهی به حقیقت محّل اقبال همۀ عالمیان است ولیکن توبه او توجّه ننمودی. ما را حزن فراگرفت زیرا مشاهده کردیم که تو همه جا به ظاهر در طلب مظهر الهی بوده‌ای ولیکن او در برابر چهرۀ توست و او را نمی‌بینی. چشم برگشای تا مظهر الهی را مشاهده نمائی و بشناسی آن کس را که روزان و شبان به سوی او دعا می‌نمائی (یعنی او را می‌خوانی) و تا نورالهی را که در وجودم به عنوان مظهر الهی تابیده است مشاهده نمائی».
فرنسیس جوزف که سال‌ها امپراتور اتریش- هانگری بود از مقتدرترین امپراتوران زمان خویش به شمار می‌رفت. فتوحات او چنان غروری در وجودش پدید کرده‌ بود که فریاد مظلومیّت ستم دیدگان ابداً به گوش او نمی‌رسید. تاریخ نشان می‌دهد که پس از صدور خطابات کتاب اقدس به او، اقبالش به ادبار بدل گشت. فریاد مردمی که در قلمرو امپراتوری او تحت ستم بودند سرانجام آن چنان اوج گرفت که شادی ناشی از غرور را ازوی ربود. همسرش مقتول گردید. برادرش مقتول گشت. فرزندش که ولیعهد او بود نیز کشته شد. فرانسیس ژوزف نیز با ذلّت درگذشت، ولیعهد بعدی او نیز چند سال پس از حوادث مذکور با همسرش به قتل رسیدند و این حادثه به شرحی که بسیار مفصّل است از عوامل بروز جنگ جهانی نخست گردید و دیری نگذشت که نام امپراتوری اتریش- هانگری از نقشۀ جغرافیائی اروپا محو گشت. سلطنت خاندان هاپسبورگ پس از پانصد سال حکومت استبدادی مطلق منقرض گردید.
در کتاب اقدس خطاب به ویلیام یا ویلهلم اوّل امپراتور آلمان بیاناتی می‌فرمایند که مفادش چنین است: «ای پادشاه برلین به نداء الهی که از این هیکل مبین مرتفع گشته است گوش فرا دار. مبادا که غرور ترا از مطلع ظهور، و هوی و هوس از ما لک آسمان و زمین باز دارد. قلم اعلی این چنین ترا نصیحت می نماید. یاد آور آن کس را که در شأن و مقام اعظم و اکبر از تو بود (یعنی ناپلئون سوّم امپراتور فرانسه). کجاست او و آنچه داشت؟ مخواب! بیدارباش! او (یعنی ناپلئون سوّم) لوح ما را به دورافکند آن زمان که او را از ستم ظالمان به خودمان آگاه نمودیم. چون چنین نمود او را ذلّت از همۀ جهات فراگرفت تا آنکه با زیان و خسران بسیار به خاک راجع گشت. ای پادشاه آلمان در باب او (یعنی ناپلئون سوّم) و امثال او که بلاد را تسخیر نمودند و برعباد حکومت راندند بیاندیش. سر انجام خداوند رحمن آنان را از قصور به قبور راجع نمود. عبرت‌گیر و متذکّر باش. ای پادشاهان جهان ما از شما ابداً چیزی نمی‌خواهیم و شما را تنها به خاطر خداوند نصیحت می‌کنیم و بر آنچه بر ما وارد می‌شود صبر خواهیم نمود چنانکه در گذشته بر تحّمل بلایا شکیبا بوده‌ایم».
چند آیه پس از این خطابات مجدداً به سرزمین آلمان به عین عبارت چنین خطاب می‌فرمایند:
«یا شواطی نهرالرین قد رأیناک مُغطّاه بالدّماء بماسُلّ علیک سیوف الجزاء و لک مرّه اُخری و نسمع حنین‌البرلین و لوانّها الیوم علی عزّ مبین».
همانگونه که توجّه فرمودید مفاد بیان مبارک این است که: ای سواحل رودخانۀ راین ترا به خون آغشته می‌بینیم. این مجازات ستم ظالمان است و این حادثه برای تو بار دیگر نیز روی می‌دهد. ما می‌شنویم نالۀ برلین را درحالی که امروز در عزّت مبین است.
ویلهلم یا ویلیام (William) اول امپراتور آلمان و نیز پادشاه پروس (سال‌های حیات ۱۷۹۷ تا ۱۸۸۸ میلادی) بر اثر فتوحات متعدّده و غلبه بر ناپلئون سوّم (مقتدرترّین امپراتور آن زمان جهان) آن چنان از بادۀ غرور مست گشته بود که خدای را بنده نبود پس از نزول خطابات کتاب اقدس به او وسواحل رودخانۀ راین، همچنان فتوحات او ادامه یافت. جانشین او ویلیام دوّم نیز درآغاز فتوحات درخشان نمود. ولیکن ناگهان همه چیز دگرگون گشت. انقلاب پدید گشت و ویلیام دوّم امپراتور به ظاهر باعظمت آلمان و پروس به سرزمین هلند فرار نمود. ولیعهد او نیز فرار نمود. اعضاء خاندان امپراتور نیز در ایالات مختلف آلمان از کار برکنار شدند. سرانجام امپراتوری آلمان منقرض گردید و حنین برلین، نالۀ برلین مرتفع گشت. در جنگ‌های عظیم آلمان با دیگر ملل جهان سواحل رودخانۀ راین بسیار عیان آغشته به خون گردید. بدیهی است که حکومت خشونت و عدم عاطفت در طیّ روزگار ناپایدار است و کلام حقّ، کلام پروردگار همواره پایدار و برقرار.
رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّد حسینی از آنچه که مطرح نمودید روشن است که انذارات حضرت بهاء الله، نبوّات آن حضرت پیشگوئی‌های آن حضرت دقیقاً تحقّق یافته است. آیا جز مظاهر الهی، پیامبران الهی، احدی قادر است که با این قدرت و قوّت و اطمینان نبوّت کند و پیشگوئیش عیناً، برحسب ظاهر جامۀ تحقّق پوشد؟
دکتر محّمد حسینی: خیر، تاریخ نشان می‌دهد که تنها نبوّات پیامبران آسمانی تحقّق یافته‌ است. متون کتب مقدّسۀ الهیّه، کتاب‌های آسمانی، تحقّق نبوّات انبیاء را دلیل حقانیّت آنان می‌شمارد. شاید برای نمونه کافی باشد که بگوئیم در توراه مقدّس، در باب هجدهم از سفر تثنیه می‌فرماید:
«واگر در دل خود گوئی سخنی را که خداوند نگفته است چگونه تشخیص نمائیم. هنگامی که نبیّ به اسم خداوند سخن می‌گوید اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد این امری است که خداوند نگفته است».
روشن است که به استناد توراه مقدّس هنگامی که پیامبر الهی از وقوع حادثه‌ای اخبار نماید، خبر دهد، آن حادثه واقع می‌شود. توراه تحقّق نبوّات را دلیل حقانیّت انبیاء الهی شمرده است.
باری حضرت بهاءالله در کتاب اقدس خطاب به پادشاهان و رؤسای جمهور قارّۀ آمریکا می‌فرمایند که به نغمۀ ورقاء الهی گوش هوش فرا دارند. به آنان می‌فرمایند که هیکل حکومت خویش را با لباس عدالت و تقوی و رأس آن را (سر آن را) به اکلیل، به تا ج ذکر الهی بیارایند. به آنان امر می‌فرمایند که درهم ‌شکستگان مظلوم را با دست عدالت مدد نمایند و ستم‌کاران را با تازیانۀ اوامر الهی مجازات نمایند. به آنان می فرمایند که موعود الهی ظاهر گردید و وجود از غیب و شهود شادمانه گشت. فرصت را غنیمت شمرند زیرا لقاء مظهر الهی، دیدار موعود الهی از هر چه خورشید بر آن می‌تابد، از همۀ هستی والاتر و برتر است. مجدّداً آنان را به استماع نداء الهی امر می‌فرمایند.
حضرت بهاءالله در کتاب اقدس تحت عنوان «معشر روم» به امپراتوری عثمانی، به حکومت عثمانیان ونیز مستقلاّ به شهر استانبول پایتخت آنان خطابات فرموده‌اند. به عثمانیان، به حقیقت مسؤولان حکومت عثمانی به عین عبارت چنین خطاب می‌فرمایند:‌
«یا معشرالرّوم نسمُع بینکم صوت‌البوم».
ای مسؤولان حکومت عثمانی صدای بوم را در میان شما می‌شنویم. اشاره به خرابی یعنی انقراض سلسلۀ عثمانی می‌فرمایند. مراد از روم در این مقام امپراتوری عثمانی است که قرن‌ها حوزۀ حکومت روم شرقی را در تسلّط داشت. آنچه فرمودند تحقّق یافت و حکومت عثمانیان برافتاد و امپراتوری عظیم آنان خراب و پاره پاره گشت.
پس از خطاب به معشر روم به شهر استانبول خطابات می فرمایند. خطاب بدان شهر بدین مضمون می‌فرمایند که تخت حکومت ستمکار در تو مستقرّ است و آتش کینه چنان در تو شعله‌ور است که مقرّبان درگاه الهی از شدّت آن ناله می‌نمایند. خطاب به استانبول بدین مضمون می‌فرمایند که می‌بینیم در تو جاهل بر عاقل حکومت می‌نماید و تاریکی بر روشنائی فخر می‌فروشد. ای استانبول تو در غرور آشکاری. آیا زینت ظاهری تو، تو را مغرور کرده است؟ سوگند بر خداوند زود است که زینت ظاهری تو به فناء گراید و نالۀ همگان از تو مرکز ظلم و عدوان به آسمان رسد. این است نبوّت خداوند در باب تو ای استانبول پایتخت حکومت عثمانیان!
آنچه فرمودند تحقّق یافت و حکومت خشونت و عدم عاطفت و ستم لانهایت که عثمانیان در نیمی از دنیای متحّرک آن زمان تأسیس نموده بودند منقرض گشت و برای عبرت به تاریخ سپرده شد.
مجدّد به خاطر شریف شما می‌آورم که نبوّات یعنی پیشگوئی‌های حضرت بهاءالله در خصوص عاقبت سلطان عبدالعزیز عثمانی و وزرانش عالی‌پاشا و فؤادپاشا که پیش از نزول کتاب اقدس در لوح اوّل و دوّم رئیس و لوح فؤاد و آثار دیگر تصریح گردیده است همه به وقوع پیوست و ما هفتۀ آینده در این خصوص دوباره به اختصار گفتگو خواهیم نمود و دیگر نبوّات حضرت بهاءالله را در خصوص امپراتوران و رؤسای جهان در آن زمان پی خواهیم گرفت.
در پناه خدا باشید. سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.

The post ۱پیک یزدان –۶۴–آثار حضرت بهاءالله- خطابات نازله در عکّا به رؤسا و پادشاهان جهان appeared first on Persian Bahai Media Service.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *